قلم توتم من است

من روحم را قطره قطره می ‌کنم و هر قطره را در خودنویس زرینم

که همچون خدا به آن سوگند می ‌خورم می ‌نهم و او که خود روح‌القدس

من است و من خدای اویم آن قطره‌ها را هر یک کلمه ‌ای می ‌کند و جمله

می ‌سازد و نامه می ‌نگارد به تو که فردا بخوانی و بدانی که در این ساعت‌های

 خالی از تو من تا کجا پر از تو بوده ‌ام و با تو بوده ‌ام و محتاج تو بوده‌ ام و بی ‌تاب

تو و چشم انتظار تو و سراپا تو !

وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن

خاموش باش

قرنها نالیدن به کجا انجامید

تو محکومی به زندگی کردن

تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی

 

عده ای مثل قرص جوشانند، در لیوان آب که بیاندازیشان

طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند

اما کافی است کمی صبر کنی

بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند

دکتر شریعتی